می خواستم که سبز نویسم شعار شد

می خواستم که سبز نویسم شعار شد

بانگِ رسای حوصله ی من مهار شد

فصلِ جوانه بود و نبوغِ پریدنم

دردا مسیرِ پرزدنم انفجار شد

خرمن شدم به روز مبادای عاشقی

بادی رسید و حاصلِ من تار و مار شد 

عاشق شدم که سرکش و عاصی شوم ولی

غمنامه های حادثه دورم حصار شد

/ 6 نظر / 17 بازدید
عاطفه

می خواستم که سبز نویسم شعار شد [دست] [ناراحت]

پژمان‌الماسی‌نیا

سینه به سینه‌ات دادم ای دشت تا راز آویشن و سوسن و غزال... بیش از این ستاره باید! . . . دعوت به مراسم خوانش «تقویم عقربه‌دار ماه‌های بهار»

صدیقه حسینی

دوست عزیز سلام!خسته نباشید تیرباران با دو سپید به روز شد و سطر به سطر منتظر خوانش شماست.... با احترام: صدیقه حسینی/رشت

حسن ملایی

با درود بر شما ! لینک به لینک به شما رسیدم . و از کارها و آثارتان خیلی خوشم آمد . به هر حال از آشنایی با شما بسیار خرسندم . باز هم به شما سر می زنم . لینک شعر ها و نقد شما در رابطه با رباب محب و ... را در وبلاگم لینک داده ام ، چون دوست دارم دوستان دیگرم هم با شما آشنا شوند . روزهایت پرتقالی باد !

مریم مطلق

ممنون