آیا عصر ما عصر بدگمانی ست ?

 

 

سهراب رحیمی

خانم شهلا زرلکی مطلبی نوشته اند در سایت والس تحت عنوان عصربدگمانی. ایشان مدعی شده اند در حوزه ی نقد ادبی حرفی برای گفتن نمانده. ایشان مدعی شده اند که قطع برق تهران و ممیزی و انبوه سایت ها، حواس خواننده را به سمت عکس ها جلب می کند نه محتوی مقالات. قصد ندارم در برابر مقاله ی ایشان موضع دفاعی بگیرم. مسلما ایشان تا حدودی حق دارند اما البته تا حدودیِ، چون اینترنت هم مثل همه ی دیگر وسایل ارتباط جمعی، مزایای خودش را دارد و محدودیت های خودش را و اصلا نباید از آن توقع انقلاب یا تحول عظیم داشته باشیم. تحول های بزرگ و اساسی را همیشه متفکران، اندیشمندان و دانشمندان رهبری کرده اند و اینان اتفاقا درگیر مسایل محدود به  دوران نبوده اند. بسیاری از اینان حتی در فقر و گرسنگی زیستند در گوشه ی تبعید یا در گوشه های زندان ها. اما آیا نبودن نان و آزادی مانع نوشتنشان شد؟ اگر در این مملکت اندیشه وجود ندارد چه کسی مقصر است؟ شاید هیچکس. اگر هر کس به اندازه ی سهم خود و به اندازه ی دانش خود تلاش در جهت ترجمه و تحقیق داشته باشد و اگر ذهن مان را باز بگذاریم مسلما ما هم روزی صاحب استقلال اندیشه خواهیم شد و آن روز دیر نیست حتی اگر ما نباشیم. عصر بدگمانی هم چیر تازه ای نیست. در حرکت است که سره از ناسره جدا می شود.

 

/ 5 نظر / 18 بازدید
میرزایی

سلام عزیز وبلاگ سکسکه های یک مست بروز شد مگر دل تو گرفته ؟بغض ته صدای تو می گیرد؟ که چشم های تو سگ دارد که چشم های تو می گیرد * * * از خالکوبی دو ستاره به بازویم می خواستی که لخت شوم آتش آورم این بار هم به زیر درختان دوست ها آتش زدند بی تو مرا سرخ پوست ها و با چند لینک و یک خبر....مرسی نادعلی

مهناز یوسفی

موفق باشید آقای رحیمی...

علی حسن زاده

سلام سهراب عزيز به روزم با شعر« تنها من هستم كه می دانم... » و بي صبرانه منتظر حضور شما هستم موفق باشيد وشاعرتر خداحافظ. من با اجازه شما د رپیوندهایم قرار دادم مرسی...

سينا

بعضي ها مثل اين والسي ها فکر کردند چه صاحبان انديشه اي هستند در عالم ادبيات . اينها و امثال اينها با هوچي گري و جمع کردن آدم تصور مي کنند ادبيات توليد مي کنند . کارمندان بدي هستند براي ادبيات و واي به جامعه اي که اين خانم فکر کند تازه به عصر بدگماني رسيده .. با تشکر