روزی که مُردم

روزی که مُردم

هوا آفتابی بود و

دست در کرکره گره خورده بود و

درخت، تکیه بر سایه هایی

به سنِ سال های دور داشت

با افق که می شکست

کنار کیوسکی از سیم های زرد

با پرنده ها و آوازهایشان

که سایه های موازی رمانتیکی بودند

کنار فروردین

 

Solen%20skinner%20ikke%20mer-Soft%20pastel%20på%20kartong(50-35)%202005.jpg 

/ 8 نظر / 11 بازدید
حسين خليلی

با سلام خدمت دوست و شاعر عزيزم سهراب رحيمی . شعر را ۲ بار خواندم حالا هم يک بار ديگر در پرانتز خواهم خواند ( ) . زيست شاعرانه الملنهايی که در محيط تو در شعر هستند و فضا سازی شاعرانه يا حتی شعر شدن متن به انها حواله کرده ای . به نظرم فاقد اتسجام لازم هست . کمی نگاهت را شتاب زده متن کرده ای . همه چيز سر جايش هست پس بايد دنبال ارتباط از نوع ديگری بگردم . ميشود اينکه کار در کليت خود و گزاره پردازی پشت هم می خواسته فرم بگيرد . که همين جا خراب شده . معنی که می خواهم متوادر کنم اين است : جملات يا همان گزارها در اين شعر اگر نگوييم شعاری . ميشود گفت خام هستند و کار زيادی روشان نشده. و همهی سنگينی بر دوش روايت داستانی هست که از بن مايه و مضمون کار بايد برای چفت شدن استخراج کنم . انهم با تکيه بر ذهنی که خارج از شعر نفس ميکشد مثلا حوالی پارکينگ خانه يا کيوسک تافنی که اين بار هم سر قرار نمی ايد . خب نمی دانم بفرستم يا نه. هزيان هايم را همه می ذانند پس ميفرستم . دوستارت حسين.

کوره راه

يکی گفته بود : مردی که در آفتاب مرده بود تنها مردی بود که می توانست در آفتاب بميرد

حسين

اينا به نظر من يک مشت خزعبلاست متاسفام

سهراب مازندرانی

چه حظی بردم....امیدوارم به همین ربط و روال ادامه بدهی

Travertine

قشنگ يعنی تعبير عاشقانه اشکال