ایویکا سلیکوویچ
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٦   کلمات کلیدی:

Ivica Celikovic

ترجمه: سهراب رحیمی

صدف ها در دست.

او را می گیرم

 زیر بغل شب

در  پایان روزی که

از صبر من سیراب است.

می خواستم نشانش دهم

که معنای رابطه ی

میان نوار ساحلی و علامت آب

می توانست در وسوسه ی سفیدش

بیدار شود

اگر به من اجازه می داد

که با نفس های یک تصویرگر خسته حال

صاحب مهر پرزرق و برق او باشم

اما او به من تهمت زد

که من دزدی قهار بودم

که تلاش کردم برای دزدیدن ستاره ها

گنج بیکران آسمان.

آنگاه به من گفت:

بیا!

می خواهم تو را هدایت کنم

به زیر تاق آسمان

جایی که هیچ کس تاکنون ندیده است.

آنجا خواهی شناخت

بوی دیوانگی ی مرا

تا بفهمی

چگونه  موفق شدم تو را بدزدم

از جهان

و اگر ادامه دهی که با من اینگونه صحبت کنی

و بگویی که در چشم هایم

عمق شفاف را در غم جاودانی می بینی

به صدف ها می سپارمت تا برایت سخن بگویند

آنها احتمالا

بیشتر خواهند لرزید

در دستان تو.

 شادمان در شب

در امتداد خیابان ها می چرخم

و آهسته حل می شوم

کنجکاو و حاسدانه نگاه می کنم به سایه های خودم

که دیگر حامل هیچ نیستند

( و نه حتی یک ردپا

از کسوف جادویی)

در شفافیت- بی جزییات

و بدون ارتباط زیرکانه با شهر

جز آنکه- آه، آری: ( چون فرستاده ای از آسمان)

خنده ای بی امان که بگوش می رسد اینجا

همین نزدیکی ها

و آنجا- در گوشه وکنار

و در برابر همه ی ورودی ها

که تنها جمعی ساده است

بی هیچ نشانی.

ایویکا سلیکوویچ متولد مقدونیه است و ساکن سوئد. در کنار کارهای روزمره به شاعری مشغول است.او به سوئدی می نویسد و با نشریات فرهنگی سوئد همکاری دارد.