هم سرايی
ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ خرداد ۱۳۸٤   کلمات کلیدی:

 

 

هم سرایی

  پدر و  پسر

 

(این شعر محصول مشترک چهل سالگی من و چهار سالگی پسرم روبین است.)

 

رد پای بنفش

بر روی برف

می دود

مثل خیال تو

که می بارد

بر تصویر جوانی من

ردپای قرمز

می دود

تا به بلبلک قرمز قشنگ برسد

تا کمکی باشد

برای پاهای مانده

در آن طرف دیوار

 

آواز کن تنهایی ی شکستن را

 

باران سبز می بارد

تا صورتکها را بیاویزد

بر صورت یخزده ی ما

باران صورتی.

 

 اين شعر در سال ۲۰۰۱ به هنگامی که روبين چهار سال داشت سروده شد به اين ترتيب که شعر را او شفاها می گفت و من می نوشتم و برايش تکرار می کردم و جای خالی افعال را پر می کردم. بالاخره پس از ساعتها کلنجار رفتن، تبديل شد به اين شعر.