سهراب رحیمی

چهارشنبه ۱٩ امرداد ۱۳٩٠

مقیم دردهای خویشتن
 
  • من پادشاه دردهای خویشم. و تنهایی ، پلی ست که لحظه را از روی رودخانه عبور می دهد.
  • چه باک اگر سبز نشدم. ریشه در غم های خودم که دارم
  •  احساس می کنم مقیم همه ی بندرهای  جهانم 
  •  هیچ وقت از انتطار خسته نمی شوم
  •  و هیچگاه دلتنگ نیستم،
  •  همیشه در سفرم
  • و مقیم غریب غربت خویشم
  • و وطن برایم، تنها در زوزه های باد معنی می شود،
  • چرا که یادگرفته ام در صدای خود زندگی کنم.
سهراب رحیمی
یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۸٩

یادی از نازنین نظام شهیدی در ششمین سالگرد درگذشت شاعر


یادی از نازنین نظام شهیدی در ششمین سالگرد درگذشت شاعر

هربرت رید می‌گوید: فرم شعر وابسته به طبیعت شخصیت شاعر است. در مورد شعرهای نازنین نظام شهیدی می‌شود قائل به سه مرحله‌ی شاعری شد که در سه کتاب او منعکس شده است. به بیانی ساده‌تر می‌شود گفت:

در کتاب اول: تأثیر میراث شعر فارسی، تأثیر‌ها و تأثرهایی از زبان نیما و فروغ و تلاش برای رسیدن زبان نو؛ کتاب دوم: یافتن فرم شاعرانه و کسب استقلال شاعرانه؛

و کتاب سوم: گسست ادبی و بازگشت به کتاب اول.
 
در مجموع اکنون که شش سال از درگذشت نابه‌هنگام نازنین نظام‌شهیدی در مراسم جایزه کارنامه در سال  ۱۳۸۳ در اثر یک سانحه ی غیرمنتظره می‌گذرد، می‌توانیم بگوییم فضای شعرهای نظام شهیدی به فراخور درک او از جهان و محیط و زبان در هر مرحله‌ای فرمی خاص گرفته است. در ششمین سال درگذشت شاعر «سه‌شنبه‌ها برف می‌بارد» نگاهی داریم به جهان شعری او:
 دوباره ماه را روشن کن
در کتاب اول هنوز شاعر تحت تأثیر سنت‌های نیمایی و بار فرهنگی تاریخ ادبیات ایران است. وزن و آهنگ کلمات و اصطلاحات عرفانی و فضای شرقی و‌ گاه حتی میل او به رمانتیک رقیق باعث می‌شود نتوانیم به آن هماهنگی و یکدستی متوقع ازراوی این سطور؛ دسترسی پیدا کنیم. این کتاب، سرشار از سطرهای درخشان است. اما آیا این سطرهای درخشان می‌تواند مجموعه‌ی «دوباره ماه را روشن کن» را از فضای سنگین کلاسیکی که حاکم بر کتاب است نجات دهد؟
 بر سه‌شنبه‌ برف می‌بارد
در کتاب دوم که در واقع بهترین کتاب شاعر نیز هست، شاهد تولد شاعری هستیم که برخورد کارگاهی با شعر‌هایش داشته؛ به این معنا که بیشترین بار معنایی در کمترین کلمه‌ها به اجرا درآمده است. جمله‌ها کوتاه و تصویر‌ها ضربتی و کوبنده‌اند و معنا‌ها کمتر فضای رمانتیک دارند. شاعر اینجا سعی در آفرینش یک سبک خاص زبانی دارد که علاوه بر فشردگی، اندیشه‌ای را نیز به خواننده منتقل می‌کند. گفتارهای درونی (مونولوگ) کوتاه شاعر، همچون گفت و گو (دیالوگ) عمل می‌کنند با پرسش‌هایی که پاسخ آنها در سطرهای پنهان نبض‌شان می‌زند.
اما من معاصر باد‌ها هستم
  در کتاب سوم نازنین نظام شهیدی با نوعی شتابزدگی، تشتت و عدم تمرکز روبرو هستیم. شاهدیم که تحول عظیم شاعرانه در نظام اندیشگانی صورت نگرفته است و تغییرات و تحولات شاعرانه در تقابل با اندیشه‌ی شاعر قرار می‌گیرد. نتیجه‌ی این امر نوعی آشفتگی فکری است که باعث شده همه‌ی آنچه که شاعر در کتاب پیشین رشته،  پنبه شود. اما به اعتبار دومین مجموعه شعر شاعر، یعنی «سه‌شنبه‌ها»یش می‌شود گفت: نازنین نظام شهیدی یکی از چهره‌های بر‌تر دهه‌ی هفتاد است و به‌راستی اوست که بانوی سه شنبه‌هاست، وقتی برف می‌بارد. نازنین رفت و خوانندگانش را در محاق جا گذاشت. درگذشت او ضایعه‌ای غمبار بود بر پیکر شعر فارسی. اما شعرش تا همچنان زنده است و و نامش در گلوی زمان ترانه می‌شود:
بر سه‌شنبه برف می‌بارد
برف پاکن ها
دست تکان می‌دهند
بر سه شنبه برف می‌بارد
دست تکان می‌دهیم:
- «خداحافظ...»
برف پاکن ها
از روی تو
برف سه شنبه را
می‌روبند
من دست تکان می‌دهم
نقش تو را پاک می‌کنم
- «خداحافظ...»
بر جاده خالی برف می‌بارد
و برف پاک‌کنی
دیوانه‌وار
به این سو و آن سوی جدار گلو
می‌کوبد
در گلویم بر نام تو برف می‌بارد...

سهراب رحیمی
جمعه ٢٤ دی ۱۳۸٩

بیداری تا گور

 

 

از میان ما طنابی  می گذرد و مغناطیس پل های پنهان در پرده ها  می لرزد. زبانت  خیره مانده در سیاه سراسر سکوت می شود در انتظار چتری گرم شاید تا بریزد میان خواب. لب ها در انتظار؛از بیداری تا  گور را دویده است.  

 

 

 

 

 

     

سهراب رحیمی
پنجشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٩

سمت شیب های پرستو

همه چیز تمام شده  است.چشم ها بوی شمعدانی را از یاد برده است. حالا برگرد سمت مالیخولیا. هندسه اش را رسم کرده است؛ سمت شیب های پرستو.از پله ها و باران وپلک های دور.عشقی را می خواند از گورستانی که باریده است.

 

 

سهراب رحیمی
پنجشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸٩

لینک به مقالات جدید ادبی
سهراب رحیمی
چهارشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٩

فراخوان پنجمین دوره ی جایزه ی شعر خبرنگاران

فراخوان پنجمین دوره‌ی جایزه‌ی شعر خبرنگاران

 

پنجمین دورهی جایزه ی شعر خبرنگاران از کلیهی شاعران و ناشرانی که در سال 1388، کتاب شعری به زبان فارسی منتشر کردهاند، دعوت می کند تا آثار خود را به دبیرخانهی این جایزه بفرستند. این جایزه از سال گذشته شامل دو بخش است. در بخش نخست جایزه، اثر یا آثاری بعنوان کتاب یا کتاب های سال، توسط هیئت داوران برگزیده شده و از آنها  تجلیل خواهد شد. فعلا هدیه ی مالی برای برگزیدگان درنظر گرفته نشده است. شرایط شرکت در این بخش از جایزه‌ی شعر خبرنگاران به شرح زیر است: کتاب در سال 1388 منتشر و تاریخ انتشار در شناسنامهی آن ذکر شده باشد. کتاب چاپ اول باشد؛ و برگزیده ی آثار شاعر نباشد. علاقهمندان می توانند پنج نسخه از اثر خود را تا پایان آبانماه سال جاری (1389) به نشانی تهران، صندوق پستی 3496 – 16765، دبیرخانهی جایزهی شعر خبرنگاران، بفرستند.

بخش دوم و ویژه ی جایزه، به شاعران بدون کتاب اختصاص دارد. شرایط حضور در این بخش به این شرح اعلام شده است: علاقهمندانی که در این بخش شرکت میکنند، نباید تا کنون (چه در سالهای گذشته و چه طی سال جاری) در داخل کشور کتابی منتشر کرده یا برای انتشار به ناشری سپرده باشند.  در این بخش از اثر یا آثار برگزیده تقدیر میشود و شاعر برگزیده از طریق رسانههای گروهی به جامعه ی ادبی معرفی خواهد شد. علاقهمندان شرکت در این بخش از جایزه می توانند آثار خود را (که به فارسی سروده شده و در فرمت ویندوز word 2003 یا word 2007تایپ گردیده اند) تا پایان آبان ماه سال جاری به پست الکترونیکی sherekhabarnegar@gmail.com  ارسال کنند. اشعار شما بایستی بین ‌40 تا ‌50 قطعه باشند یا جمع شان به 80 تا ‌100 صفحه برسد. بنابر اعلام، شاعران فارسی زبان خارج از کشور که، در کشورهای دیگر به انتشار کتاب اقدام کرده‌اند، نیز می‌توانند در این بخش از مسابقه شرکت کنند.

به گزارش بخش ادب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در این دوره سوری احمدلو، محمدهاشم اکبریانی، علیرضا بهرامی، محسن فرجی و یاسین نمکچیان داوران بخش کتاب و مانا آقایی، محمدهاشم اکبریانی، علیرضا بهنام، سهراب رحیمی و الیاس علوی داوران بخش ویژه را تشکیل می دهند. جهت کسب اطلاعات بیشتر در رابطه با جایزه شعر خبرنگاران می توانید به این نشانی مراجعه کنید.

سهراب رحیمی
سه‌شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٩

بوئل شنلر

Boel Schenlaer

بوئل شنلر
ترجمه از سوئدی : سهراب رحیمی

افسون

با وجود تقاضای مکرر شما
که پیدایش من باید
جایی دیگر برگزار شود در زمانی دیگر
کنار تو در رختخواب تو می مانم.

با لحافی کشیده بر سر هردومان
درهای جهان را برویمان نمی بندیم.
زندگی ی پرشور مردم در کوچه و خیابان
بی خانمانی ی جاری ی مرا در قیل و قال؛ پنهان می کند.

اُنس طرحی می کشد از
خط فرضی ی افق از تاریکی ی نزولی.

٢٠٠٨ Stockholm

سهراب رحیمی
دوشنبه ٥ مهر ۱۳۸٩

نوال السعداوی؛چریک پیر دوران؛ مبارزی خستگی ناپذیر،

نوال السعداوی، چریک پیردوران ؛ مبارز خستگی ناپذیر

نوال السعداوی"، فمینیست، نویسنده و پزشک مصری،در بیست و هفت سپتامبر  به دعوت "انجمن پن سوئد" و ناشر سوئدی اثارش اوردفرونت، در "کتابخانه مالمو سوئد"  سخنرانی کرد.
این نویسنده مصری، با اشاره به اینکه برای نوشتن کتاب‌هایش از چه چیزهایی تاثیر و الهام می‌گیرد، با تاکید بر اهمیت نگاه انتقادی در یک جامعه، گفت: "من یک فرد خلاق هستم و آدم خلاق باید ذهن منتقدی نسبت به مسائل داشته باشد".
در حاشیه ماندن زنان، فقر، فقدان دموکراسی و آزادی در مصر، سرکوب میل جنسی زنان در بافت نظام مذهبی و سنتی، مبارزه بانظام سرمایه‌داری غربی، نو محافظه کاری و نو استعمارگری، از جمله مضامینی هستند که پی ‌در پی در نوشته‌های السعداوی تحلیل و بررسی می‌شوند
 این نویسنده 80 ساله توضیح داد: "ما در جامعه‌ای زندگی می ‌کنیم که من به آن جامعه‌ای با سیستم برده‌داری پست‌ مدرنیستی می‌گویم. دلم می ‌خواهد انسان از این برده ‌داری، از این خشونت و از این استعمار جدید رهایی یابد و طبیعی است که این آرزو در کارهای من نیز منعکس می‌شود."
خانم السعداوی در شش سالگی طبق یک سنت بسیار قدیمی ختنه می‌شود و این تجربه تلخ، نقطه عزیمت او برای مبارزه علیه نا برابری‌های اجتماعی می ‌شود.
او در شصت سالگی شروع به گفتن از این خاطره تلخ می ‌کند و آغازگر یک جنبش جهانی برای مقابله با ختنه زنان و یا مثله کردن آلت جنسی دختران می ‌شود.
نوال السعداوی علاوه بر فعالیت‌های تحقیقی، فمینیستی و حقوق بشری، دهها کتاب داستان‌ و رمان و نمایشنامه در کارنامه‌ فعالیت خود دارد.

مصر و انتقادهای السعداوی
خانم السعداوی همواره از منتقدان سرسخت دولت "انور سادات" و "حسنی مبارک" بوده است.
او در سال 1981 "انجمن اتحاد زنان عرب" را بنیانگذاری می‌کند و به دلیل مخالفت با پیمان کمپ دیوید، به زندان می‌‌افتد، اما در داخل زندان نیز به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهد.
او در سال ۱۹۸۳ پس از آزادی از زندان، خاطرات سال‌هایی را که در زندان بوده با "یاد زنان زندانی" به چاپ می‌رساند و بعد رمان "سقوط امام" در سال 1984 منتشر می ‌شود.
خانم السعداوی درباره رمان "سقوط امام" و اینکه بخش‌‌های زیادی از آن را در زندان نگاشته است  می گوید: " در آن دوره از هرچه در زندان بود و می ‌شد روی آن نوشت استفاده می ‌کردم. حتی روی کاغذ توالت هم می ‌نوشتم. و زندانی‌های دیگر خیلی با من همکاری کردند که من بتوانم آن کتاب را بنویسم. آنها هرچه کاغذ در اختیار داشتند به من می ‌دادند تا من بتوانم کارم را به پیش ببرم."
خانم السعداوی در رشته روان ‌پزشکی تحصیل کرده و در آغاز فعالیت خود از این طریق با بحران‌های زنان آشنا می‌شود؛ بحران‌هایی که در آثار ادبی و تحقیقی او راه می‌یابند.
در آثار داستانی او، حوادث، اشخاص واقعی و تجربه‌های شخصیش حضور پررنگی دارند. به عنوان نمونه در بخش‌هایی از رمان "الروایت" به ‌طور مستقیم به رئیس جمهور مصر پرداخته است.
خانم السعداوی پس از مدتی رئیس سازمان بهداشت عمومی مصر و سردبیر مجله "سلامت" می ‌شود و علاوه بر این، در نشریات مصر، مقالاتی درباره مشکلات زنان جهان عرب می‌نویسد.
او در سال 1972 به دلیل مقالات منتقدانه‌اش و همچنین فعالیت سیاسی همسرش، "شریف حتاتا"، هر دو کار خود را از دست می‌دهد که در این میان انتشار کتابی به نام" زن و جنسیت" نیز شاید بی ‌تاثیر نبوده است.
پس از این کتاب، "چهره‌‌ عریان‌ زن‌ عرب‌" از او منتشر می ‌شود و کم‌کم در مرکز توجه علاقه‌مندان مسائل زنان و حقوق بشر و هم‌چنین مسلمانان افراطی قرار می‌گیرد. توجهی که به بیش از سه دهه زندان، فشار و تبعید ختم شده است.
مبارزه برابری ‌خواهانه او باعث می‌شود که طی سال‌های 1988 تا 1993 بارها از سوی مسلمانان افراطی تحت فشار قرار بگیرد و نامش همواره در فهرست کسانی باشد که از بین بردنشان از دیدگاه مسلمانان افراطی واجب دینی محسوب می‌شود.
به‌ همین‌ دلیل‌ این نویسنده مصری که علاوه بر زبان عربی، با دو زبان انگلیسی و فرانسه آشنا است از سال‌ 1993 تا 1999 به‌ مدت‌ شش‌ سال‌ در تبعید زندگی‌ می‌کند. وی پس از بازگشتی کوتاه به مصر دوباره ناچار به ترک وطن می‌شود.
در سال 2001، خانم السعداوی با فتوایی مبنی بر این‌ که‌ "دختران‌ جوانی‌ که‌ مورد تجاوز قرار می‌گیرند باید برای‌ ترمیم‌ پرده‌‌ بکارت‌‌ به‌ جراح‌ مراجعه‌ کنند تا هنگام ازدواج باکره باشند" انتقاد می‌کند.
این انتقاد منجر به بروز حساسیت‌هایی نسبت به او از سوی مسلمانان افراطی می‌شود و در پی آن مسئله ضرورت باطل شدن عقد ازدواج او با شریف حتاتا مطرح می‌شود و او را به دادگاه می‌کشاند. چراکه آنها خانم السعداوی را مرتد می‌دانستند و ازدواج او با یک مسلمان را غیر قانونی. مدتی بعد این بحران با تلاش سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشر رفع شد.
تحریم "سقوط امام" و "الروایت"
پس از این ماجرا، بحث دیگری باز می‌شود: بیست سال پس از انتشار رمان "سقوط امام"، یعنی در سال 2004، دانشگاه الازهر این رمان را که کتابی علیه حکومت مصر و گفتمان مذهبی رایج در این کشور است تحریم می‌کند.
در پی آن رمان "الروایت" نیز از سوی همین دانشگاه و کلیسای مصر تحریم می‌شود.
خانم السعداوی که "خطر را جزئی از زندگی خود" می‌ داند، با اظهار تعجب از اینکه کتابی 20 سال پس از انتشار آن تحریم می‌شود، گفت: "منتقدین من بهتر بود به جای اینکه مرا تهدید کنند و به زندان بیاندازند، علیه فکر و نگرش من، کتاب و یا مقاله می‌نوشتند".
نوال السعداوی اگرچه به‌عنوان یک زن فمینیست در جهان شهرت دارد اما خود را یک زن اومانیست می‌داند: "مبارزه برابری ‌طلبانه زنان و مبارزه علیه مردسالاری به ‌طور جدی در مصر دارد پیش می‌رود. مبارزه برای دموکراسی و حقوق بشر روز به روز گسترش بیشتری می‌یابد و البته در کنار آن فشارها و محدودیتها هم بیشتر می‌شود. ما زنان و مردهای مصر، داریم علیه استبداد مبارزه می‌ کنیم".
او که پیش از این درباره خودش گفته "هر وقت به خیابان می‌روم، مجبور می‌شوم بجنگم. چون به‌ طور مداوم با بیدادگری روبرو می‌شوم"،
نوال السعداوی زنی شاد و پرانرژی است. او خود دراینباره می گوید: "انگار شادی خصوصیت مادرزادی من است. هر شکستی شروع یک حرکت تازه برای من است. احساس می‌کنم بدون این شادی و خوش ‌بینی نمی‌توان به مبارزه با نابرابری‌ها ادامه داد."
در حاشیه ماندن زنان، فقر، فقدان دموکراسی و آزادی در مصر، سرکوب میل جنسی زنان در بافت نظام مذهبی و سنتی، مبارزه بانظام سرمایه‌داری غربی، نو محافظه کاری و نو استعمارگری، از جمله مضامینی هستند که پی ‌در پی در نوشته‌های السعداوی تحلیل و بررسی می‌شوند.
مجموعه داستان های "مرگ یک وزیر پیشین" و "او ضعیفتر بود"، رمان های "خاطرات یک زن پزشک"، "زنی در نقطه صفر"، "دو زن در یک زن"، "غایب"، "عشق در زمان نفت"، "سقوط امام" و نمایشنامه های "دوازده زن در یک سلول" و "ایزس"، "چهره پنهان حوا"، و در حوزه مطالعات زنان و تحقیق در رابطه با مسایل زنان، کتاب‌های "زنان و جنسیت"، "چهره عریان زنان عرب"، "زن اساس است" و "مرد و جنسیت"، "چالش روانی زن" و "زن ، دین و اخلاق"، و "نزاعی نو در باب مسأله زن" از جمله آثار او هستند که برخی از آنها به بیش از سی زبان ترجمه شده‌اند.
از جمله کتابهای او که به فارسی ترجمه شده اند می‌ توان به "چهره عریان زن عرب" که توسط مجید فروتن و رحیم مرادی در سال 1359 و "زن ، دین و اخلاق" که با عنوان "نیمه دیگر؛ نابرابری حقوقی زن در بوته نقد" توسط مهری سرحدی در سال ۱۳۸۲ ترجمه و منتشر شده اند اشاره کرد.
 کتاب " چهره عریان زنان عرب " نویسنده: خانم دکتر نوال السعداوی ترجمه: مجید فروتن ، رحیم مرادی
این کتاب اثر مطالعات یک شرقشناس غربی دلسوخته برای عقب ماندگی زن عرب یا مسلمان نیست ، و نه حاصل تلاش های توجیه گرانه یک زن خرد بسته شرقی که بخواهد سنت ها و قید و بندهای تاریخی بسته بر دست وپای زن عرب را قداست آسمانی ببخشد و روحیه تسلیم پذیری را تبلیغ کند.این فریاد زنی است از عمق جامعه عرب ، زنی که به دلیل مطالعات وسیع و هم تخصص و تجربه های حرفه ای خود به تار و پود ساخت اجتماعی اقتصادی و فرهنگی جامعه خویش راه یافته و ریشه های ستم مضاعف  بر زن عرب را از دل خاک تاریخ کهن این قوم بیرون کشیده و به تفصیل و جزء به جزء برای خواننده  همزبان و هم فرهنگ خویش به نمایش گذاشته است. " ممنوعیت آدمی نسبت به خویشتن به مراتب از ممنوعیت او نسبت به مال زیانبارتر است، چرا که مال رفتنی و زایل شدنی است ولی ممنوعیت نسبت به خویش ، بزرگترین موهبت الهی ، یعنی انسانیت آدمی را به نیستی و نابودی می کشاند..."
گفتنی است "پن جهانی" هر ساله در اواخر سال مسیحی کارت‌ پستال‌هایی را برای آن دسته از نویسندگان زندانی ارسال می‌کند که نامشان در فهرست این نهاد قرار دارد.این سنت توسط "پن سوئد" نیز اجرا می‌شود.

 

سهراب رحیمی
یکشنبه ٢۱ شهریور ۱۳۸٩

سرذتر از دستان باد

 
سر کار که هستم به شعر فکر می کنم
توی خواب به شعر فکر می کنم
توی ماشین به شعر فکر می کنم
و همه چیز شعر می شود
و من از زمان کنده می شود
تا در فراسوی خوابها و افسوس زمان از دست رفته
تبدیل به حسرتی شود سردتر از دستان باد

سهراب رحیمی
سه‌شنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸٩

می خواستم که سبز نویسم شعار شد

می خواستم که سبز نویسم شعار شد

بانگِ رسای حوصله ی من مهار شد

فصلِ جوانه بود و نبوغِ پریدنم

دردا مسیرِ پرزدنم انفجار شد

خرمن شدم به روز مبادای عاشقی

بادی رسید و حاصلِ من تار و مار شد 

عاشق شدم که سرکش و عاصی شوم ولی

غمنامه های حادثه دورم حصار شد

سهراب رحیمی
دوشنبه ٧ تیر ۱۳۸٩

چو مرده ای متحرک به وقتِ غیبِ غروب

***

 

مهاجر شب هجرم صدام بی اثر است

کسی مرا نشناسد که سایه در گذر است

چو مرده ای متحرک به وقتِ غیبِ غروب

کنارِجسمِ خودم روح خسته در گذر است

زمانه قصدِ قصاصِ شمایلِ من داشت

هم آشیانه ی ترسم که چشم بر شرر است

میانِ سیمِ خیابان ز وحشت افسردم

دلم شکسته و نخل امید بی ثمر است

به جز هوای شب و سازِ شبپرستی نیست

هماره صوتِ صدای دریدن و خطر است

عجب مدار که در سر بریدنِ تن سبز

گلوی داس قوی از شرارتِ تبر است

کسی به داغ دلم مرحمی نمی جوید

جفا حقیقتِ تلخِ اصالتِ بشر است

نه شیر بر سرِ سفره نه نور بر لبِ گور

چنین سکوت و شکستی همیشه در ثمر است

سهراب رحیمی
شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٩

مهرداد فلاح

 
 این سهرابی که من می شناسم
خیال مردن ندارد
زخم کهنه اش را بر می دارد
توی کوچه ها وٌ خیابان ها راه می افتد جار می کشد
این طور هاست که عاقبت
رخش را به نام خودش می کند دور بر می دارد

آهای !
مراقب این بچه ها باش
پشت این میدان مدرسه ای ست
که تابستان هم نمی تواند درش را ببندد
بچه ها را دور این دایره آن قدر می چرخانند
که... نقش پدر را از بر می خوانند
روی صحنه
به هر کس که دشنه را دقیق تر بیست می دهند

غصه نخور !
این پرده ای که من می بینم تمامی ندارد
بروم شاهنامه را دوباره بنویسم !

سهراب رحیمی
دوشنبه ٢٦ بهمن ۱۳۸۸

هفت دات کام

کتاب "هفت دات کام، یک وبلاگ فرضی"، کتابی ویژه و غریبی است. آن را بهروز شیدا نوشته است و انتشارات باران در استکهلم منتشر کرده است. طراحی های روی جلد و داخل کتاب کار جهانگیر سروری است.

کتاب از آن رو ویژه و غریب است که شکل کتابی و کاغذی یک وبلاگ را دارد. بنابراین کمتر از یک تارنما مجازی است و شاید به همین خاطر اطمینان بخش تر باشد.

این کتاب موضوعات متنوعی را دنبال می کند. یعنی ظاهراً یک ماجرای واحد را پیگیری نمی کند. و در پایان هر نوشته جایی برای نظردادن دارد که یا چیزی در آن نوشته شده است یاخیر. میتوان کتاب را به میزی با دو ردیف هفتگانۀ کشوتشبیه کرد. یک ردیف مربوط به هراس های هفگانه ای است که به نظر نویسنده مهمترین هراس های زندگی انسانی است. مثل هراس مرگ، هراس تنهایی، هراس جنگ یا فقر، هراس دشمن. ودر ردیف دیگر هفت پرسش به پیش کشیده می شود. پرسش هایی فلسفی از این قبیل که آیا انسان خیر است یا شر و یا آیا تاریخ را غایتی هست یا نه. در زیر هریک از این عنوان ها، بهروز شیدا متن هایی را گرد آوری کرده است که یا به صورت ترجمه یا نقد یا جستار خود انجام داده است. متونی که به نوعی طنینی ازیک هراس یا رد پایی از یک پرسش را در بر دارد. او می گوید این کتاب به خاطر فرم بکر و بی سابقۀ آن برایش جذابیت دارد. زیرا تا به حال رسم بوده کتاب های کاغذی را به چاپ الکترونیک در آورند حال آنکه این کتاب مسیری عکس را طی کرده است. به نظر او این کتاب سقفی است که زیرش انواع گوناگون ادبی از شعر و جستار ونقد و گفتگو های بلند یا متن های کوتاه جمع شده اند. این فرم همچنین کمک می کند که کتابی نیمه تمام نوشته شود چرا که جای نظرات فرض خوانندگان این وبلاگ فرضی همیشه در آن خالی باقی خواهد ماند.

عکس روی جلد کتاب که ریسمانی عمودی را نشان می دهد که در جایی از غایت فرسودگی به نخی بند است. بهروز شیدا این عکس را مربوط به فصلی از کتاب می داند تحت عنوان "آسمان یا زمین". این ریسمان نیاز و پیوند سست انسان زمینی را تداعی می کند. انسانی که در پی معنا رو به آسمان، که مکان تقدس هاست، می کند ولی در آنجا بیشتر اخلاقی اخمو و اسارت تن را می بیند. در زمین نیز کمتر نشانی از تعالی و معنا می یابد . از این روست که این ریسمان ، هرچند سست، ولی همچنان پا برجاست.

این کتاب پانزدهمین کتاب بهروز شیداست که اغلب مجموعه هایی هستند از نقد، جستار ادبی و کندوکاو در آثار نویسندگان و شاعران معاصر. از آن جمله اند" گم شده در فاصلۀ دو اندوه" یا " تراژدی های ناتمام در قاب قدرت".

سهراب رحیمی
چهارشنبه ٧ بهمن ۱۳۸۸

 

 

نازنین نظام شهیدی

1333-1383

استتار (آخرین شعر)

بپوشانم

ای غول

زمستان 

برگ

خاک

 

بپوشانم

تابستان من

خاک

ای مرگ

 

بپوشانم

مرگ

زمستان

برگ

بپوشانم

تابستان سبز

برگ

و باز هم

ای مرگ

.....................................

هنوز

 

تازه تر از من برآمدی

اما من تازه نیستم

هنوز

راه درازی تا مرگ نمانده است

و من تازه نیستم

هنوز

جهان غریب است

اما آشنا، چنان که بود

هنوز هم همان هنوز بود

هنوز

.................................................

تراژدی

 

مهاجر مضحکی در کلماتم

یعنی غریبه ای که چیزی نمی دانم

ساکنی که هیچ درنمی یابد

جز اصوات

مهاجر مضحکی

حتا در ادای کلمه ای

که خودم را نمی توانم ادا کنم

و مضحک تر

کلمه

تمام من است

...................................................

افلیای دیگر

به غزاله ی عزیز

 

تا بانوی مرده در ادبیات

باز هم مرده بماند

نقش اش را من به عهده می گیرم

البته این بار، نه در آب

سیاره ای دور کیهانی اش را آغاز می کند

و کسوف آینه است این بار

آونگی برابر خورشیدی در آینه

درست در لحظه ای که برابر آینه می رسم

 

آونگی در پنجره های مکرر

برابر خورشیدهای مکرر

و آن هنگام

آینه خواهد دید مرا

که چون آونگ ساعتی بی هنگام

لحظه های رفته را

پاک می کنم

..........................................

صبح به خیر ، شب به خیر

 

آخرین خداحافظی را کلاغ ها کردند

تا اولین سلام را فردا بازگویند

فردا من هم جواب خواهم داد

صبح به خیر کلاغ عزیز

اما برای شب به خیر فردا

بی شک زنده نیستم

........................................

اسم بازی

 

اسم هایمان بر پرده سیاه نقش می بندد

اسم هایمان

بعد می آییم تا اسم هایمان را

بازی کنیم

اسم هایی که نه ما هستیم

 ونه هیچ کس دیگر

........................................

....

حکمت حروف را پایانی نیست. اصوات به ابتذال می گرایند ولی هر

حرف می تواند نمادی باشد رو به گذشته و رو به آینده

طرح هایی عریب به ذهنم می آید. « دکتر انسان» با عطار شاعر

یکی می شود. داروخانه ای دارد و داروهایی که با منظومه هایش یکی

می شود. جسمی در این عصر و روحی در آن عصر

داروخانه بسته است

دکتر انسان خسته

و شیشه های تخم گشنیز و ریحان و بومادران

در ویترین های تعطیل

تعطیل است

سهراب رحیمی
سه‌شنبه ۱ دی ۱۳۸۸

آیت‌الله منتظری تاریخ‌ساز

مورخان و آیت‌الله منتظری تاریخ‌ساز .

اگرچه تاریخ مجموعه‌ی رفتارهای همه‌ی آدمیان است، اما برخی انسان‌ها نقشی اساسی در سیر حوادث داشته و دارند

 

تاریخ‌سازان، حلال همه مسائل و رافع همه‌ی مشکلات نیستند، اما اگر اخلاقی عمل کرده باشند، «سرمشق» و «الگوی» مردم زمان خود و آیندگان خواهند بود

.

هیچ ملتی فاقد الگوهای اخلاقی نیست. گاندی الگوی اخلاقی هندیان و تمامی آزادی‌خواهان معتقد به شیوه‌های غیرخشونت‌آمیز است

.

انقلاب ایران، میشل فوکو را به تهران و قم کشاند. او انقلاب ایران را روح جهان بی‌روح به‌شمار آورد. اما وقتی اعدام‌ها و سرکوب‌ها آغاز شد، نظر فوکو تغییر کرد. آیت‌الله خمینی نمی‌خواست گاندی ایرانیان و جهانیان باشد

.

وقتی اعدام و شکنجه آغاز شد، آیت‌الله خمینی مدافع و در برخی موارد - خصوصاً کشتار زندانیان در تابستان ۱۳۶۷ - صادرکننده‌ی احکام بود

.

اما تقدیر این بود که شخصیت دیگری در برابر زندان و شکنجه و اعدام بایستد. او بود که از آغاز در برابر نقض حقوق اساسی مخالفان ایستاد. او بود که دست‌اش به خون آلوده نگشت. او بود که مقام رهبری را در پای حقوق زندانیان قربانی کرد

.

شخصیت کاریزماتیک آیت‌الله خمینی چیزی نبود که او را وادار به سکوت کند. «پست رهبری» چیزی نبود که او را فریب دهد. اهانت و حمله ی اوباش چیزی نبود که او را بترساند. حبس چند ساله در منزل چیزی نبود که او را وادار به عقب‌نشینی کند

 

فضائل چیزی نبود که او بتواند آن‌ها را در پای رذائل قربانی کند. تنهایی و تک‌افتادگی چیزی نبود که مقاومت شجاعانه‌ی او را سست سازد. اهانت‌های گسترده‌ی زمام‌داران حاکم، آخوندهای درباری و دستگاه سرکوب چیزی نبود که او را بشکند و یک آن خانواده‌ی زندانیان را تنها بگذارد

.

ایستاد و ایستاد و ایستاد تا به الگوی مبارزاتی مردم ایران تبدیل شد. نشان داد که می‌توان در برابر قدرت خودکامه ایستاد. نشان داد که حتی اگر شخصیتی کاریزماتیک همه را مسحور خویش سازد، هنوز هم می‌توان اسیر پوپولیسم نشد و تک و تنها در برابر ظلم و جنایت ایستاد

.

وقتی بسیاری به حمام خون رفتند، او به سرچشمه‌ی شراب طهور تبدیل شد. حق با آیت‌الله علی خامنه‌ای است که می‌گوید؛ در اواخر دوران آیت‌الله خمینی، «امتحانی دشوار و خطیر پیش آمد

»

آری در آن امتحان بسیاری مردود شدند. علی خامنه‌ای «ابتلائات دنیوی» بسیار برای آن بزرگ مرد منتقد پدید آورد. حال پس از درگذشت او نوشته است که آن ابتلائات دنیوی، «کفاره‌ی» ایستادگی‌های او بود

.

بی‌شرمانه از خدا می‌خواهد تا «با پوشش مغفرت و رحمت خویش» ایستادن او را «بپوشاند». او نبود که دستور کشتار مخالفان زندانی را صادر کرد. او نبود که حکم ترور دگراندیشان و دگرباشان را در داخل و خارج صادر کرد. او در تمام این جنایات در صف مقتولان و در برابر قاتلان قرار گرفت. او پاک پاک از میان ما رخت بربست

.

در وصف شجاعت او بسیار گفته و نوشته‌اند. اما شجاعت نظری، مقام کم‌یابی است. این‌که آدمی صادقانه با باورهای پیشین خود مواجه شود و باورهای بلادلیل را چون برف پیش آفتاب ریزد تا آب شوند، شجاعت کم‌یابی است

.

او دستگاه فقهی - حقوقی خود را دائماً متحول می‌کرد. اگر در آغاز ولایت‌فقیه جایگاه ویژه‌ای داشت، در پایان حقوق شهروندان جایگزین عرف اعراب زمان پیامبر اسلام شد

.

پایان او، آغازی دیگر بود. درگذشت او حیات تازه‌ای به او داد. او نوع دیگری از رابطه‌ی قدرت و حقوق را به ما استبدادزدگان نشان داد. او نوع دیگری از شخصیت سیاسی را به ما شناساند

.

اگر جنبش سبز به اهداف خود دست یابد، او در عمل هم به پیروزی دست خواهد یافت. جنبشی که از آغاز با آن بود و تا آخرین لحظه‌های عمر در حال برساختن آن بود. رفت و ما را تنها گذاشت. چشمان ما را اشک‌آلود کرد

.

دل ما را اندهگین ساخت. او فقط پدر محمد و احمد و سعید و دخترانش نبود؛ او پدر همه‌ی ما بود. جسم‌اش در جایی خواهد آرمید. اما شخصیت‌اش با ما و سرمشق ما خواهد ماند

.

مورخان با بازسازی حوادث گذشته،به نوعی تاریخ‌سازند. اما تاریخ‌سازان حقیقی تک‌تک افرادی هستند که می‌آیند و می‌روند و با زندگی خود تاریخ را پدید می‌آورند. مورخان نمی‌توانند تمام تاریخ را به‌تصویر کشند. آنان مجبور به گزینش مهم‌ترین رویدادها و مهم‌ترین چهره‌های تأثیرگذار هستند

سهراب رحیمی
سه‌شنبه ۱٠ آذر ۱۳۸۸

نشر کلیات آثار آزیتا قهرمان به سوئدی با ترجمه سهراب رحیمی

مجموعه اشعار آزیتا قهرمان به سوئدی با ترجمه سهراب رحیمی و کریستیان کارلسون توسط انتشارات اسموکادول در سوئد به چاپ رسید.

مراسم رونمایی ی این کتاب در شب شنبه بیست و یکم نوامبر 2009 در کتابخانه ی شهر مالمو انجام شد که با استقبال خوب سوئدی ها مواجه شد . در این مراسم ؛ معرفی ی شاعرو شعر خوانی به دوزبان سوئدی وفارسی انجام شد   ؛ همخوانی گروه کر  »توماتوتوماتو«   فضای بسیار جالبی را ایجاد کرده بود.

این مجموعه شعر در 176 صفحه به چاپ رسیده است و از طریق سایت اسموکادول و دیگر کتابفروشی های سوئد در دسترس علاقمندان است.

 

 لینک آفیش برنامه

 

 

 لینک معرفی ی این کتاب در سایت احسان عابدی

 

 

لینک ناشر برای تهیه ی کتاب

 

سهراب رحیمی
چهارشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸۸

بیانیه جمعی از نویسندگان ایران
 

بیانیه جمعی از نویسندگان ایران

 

ما نویسندگان ایران که طی سال‌های گذشته آسیب‌های فقدان آزادی اندیشه و بیان و قلم را تحمل کرده‌ایم، اعمال خشونت علیه مردم را که خواستار تامین حقوق مدنی و قانونی خود هستند، تقبیح می‌کنیم و معتقد هستیم پاسخ مردمی که به صورتی مسالمت‌آمیز و صلح‌جویانه خواهان بازیافت حقوق خود هستند، حبس و اعمال خشونت نیست.
از طرف دیگر با توجه به فرهنگ غنی مردم ایران، دستگیری‌های گسترده و روزافزون روشنفکران، هنرمندان و اهل اندیشه و قلم همراه با سانسور همه‌جانبه ارتباطات و اخبار بر ابهام موقعیت می‌افزاید و این برای همگان نگران‌کننده‌است.
ما ضمن همدلی با همه خانواده‌های کشته‌شدگان، دستگیرشدگان و آسیب‌دیدگان رویدادهای اخیر، از مجامع مسوول داخلی و حقوق بشری خواستار رسیدگی در جهت توقف خشونت، ایجاد آرامش و توجه به حقوق مدنی و قانونی ملت ایران هستیم.


30 خرداد 1388


بابک احمدی، پگاه احمدی، مسعود احمدی، حسن اصغری، میترا الیاتی، ناتاشا امیری، هوشیار انصاری‌فر، علی باباچاهی، پرویز بابایی، سهیلا بسکی، سیمین بهبهانی، علی بهبهانی، شهلا پروین‌روح، احمد پوری، علی‌پورصفرکامران، صفدر تقی‌زاده، علی ثباتی، علیرضا جباری، کامران جمالی، شاپور جورکش، افشین جهاندیده، رضا چایچی، امیرحسن چهلتن، عاطفه چهارمحالیان، رضی خدادادی هیرمندی، مهین خدیوی، ابوتراب خسروی، محمد خلیلی، کامیار خلیلی، علی اشرف‌درویشیان، محمود دولت‌آبادی، سهراب رحیمی، یداللـه رویایی، فرشته مساری، محمدعلی سپانلو، محمدعلی سجادی، نیکو سرخوش، عنایت سمیعی، حسین سناپور، محمد شمس‌لنگرودی، فرزانه شهفر، سیدعلی صالحی، حسن صانعی، عباس صفاری، فرزانه طاهری، محمدرضا طاهریان، زاهد عابد، مهدی غبرایی، احمد غلامی، پوران فرخزاد، مراد فرهادپور، محمد قائد، آزیتا قهرمان، ناهید کبیری، نصراللـه کسرائیان، محمد کشاورز، سعدی گلبیانی، جواد مجابی، محمد محمدعلی، عباس مخبر، حسین مرتضاییان آبکنار، علی مسعودی‌نیا، محمود معتقدی، اکبر معصوم‌بیگی، داریوش معمار، شهاب مقربین، ضیاء موحد، نسترن موسوی، حافظ موسوی، علیشاه مولوی، جمال میرصادقی، مهران مهاجر، داریوش بهبودی، حمیدرضا نجفی، غلامحسین نصیری‌پور، فواد نظیری، مهشید نونهالی، جهانگیر هدایت، مهدی یزدانی‌خرم بکتاش آبتین ، هاشم بناپور و...

 

 

سهراب رحیمی
دوشنبه ۱ تیر ۱۳۸۸

برما چه رفته است؟
سهراب رحیمی
سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸۸

مروری بر ویژه نامه ی غزل سرایان معاصر
سهراب رحیمی
جمعه ۱٩ مهر ۱۳۸٧

من متن یا متنی که مرا با من و از من می نویسد

برخی از نظریه های ادبی بر پایه محورگرفتن نویسنده پدید آمده اند ؛ برخی خواننده را کانون دانسته اند؛ شماری رمز را و گروهی بافت و تماس را. بر همین بنیاد است که ما چندین نوع نظریه و نقد ادبی داریم .

در بیشتر نظریه های امروزین مرگ مولف به اشکال گوناگون مطرح است ...یعنی نویسنده پیوندی با متن ندارد الا در زمینه هایی که متن خود اجازه دهد. برای بیشتر منتقدان امروز دیگر این مهم نیست که نویسنده ی فلان متن کیست؟ برای آنها مهم این است که نویسنده ی مذکور، چیست؟ به همین سبب برای تماس با متن فقط همراهی واژه نامه های گوناگون را بسنده میدانند؛ زیرا از دیدگاه آنان متن فقط « واژ ه گان بر کاغذ » یا بهتر است بگوییم همنشینی یا همبسته گی واژه گان است.

من همین اکنون با دیدگاه هایی نزدیکم که متن و خواننده را اصل میدانند؛ زیرا اولا نویسنده نیز به نظر من  یکی از خواننده گان متن خود است و ثانیا همانگونه که خواننده نویسنده دوم است و متن را بازتولید میکند ؛ متن نیز خواننده را بازسازی میکند.

سهراب رحیمی

[ خانه| آرشيو| پست الكترونيك ]

پرشين‌بلاگ
خانه
پست الكترونيك


Balatarin
معرفی آثار

خانه ی خواب ها
سوئد 1995

هسته های فاسد زمان
سوئد 1996

کلاستروفوبیِ تن
سوئد 1999

نامه ای برای تو
ایران 2006
اشعار انگلیسی سهراب رحیمی
اشعار انگلیسی سهراب رحیمی2
3اشعار انگلیسی سهراب رحیمی



سایت صحنه ها
آزیتا قهرمان
شمس آقاجانی
نیما حسینی نیا
رندان
کامبیز منوچهریان
نسیم جعفری
كُزاز
حافظ موسوي
شهاب مقربين
داریوش معمار
لیلا حکمت نیا
آناهیتا رضایی
لیلاصادقی
پادکست سرایه
آرش نصرت اللهی
راحله يار
ناهید عرجونی
ابوالفضل پاشا
شیوه صفر درجه
جغد
علی قنبری
هرمز علی‌پور
یاشار احد صارمی
روشنک بیگناه
ساراسپهر
مهستی محبی
محسن بوالحسنی
پگاه احمدی
فهیمه خضرحیدری
مینو نصرت
مهتاب كرانشه
حجم ناب
شیدا محمدی
رویا ابراهیم زاده
باران سپید
مزدک پنجه ای
فرخ جمال
محسن فرجی
یوسف علیخانی
یاسین نمکچیان
مینا اکبری
مهری جعفری
شرجی
فریبا شادکهن
احسان رستمی
حسین جلال پور
مانا آقایی وبلاگ
مانا آقایی سایت
فاطیما روحی
آلفابت ماکزیما
میرزا آقاعسگری
میثم ریاحی
آزیتا حقیقی جو
مظاهرشهامت
شقایق زعفری
معصومه یوسفی
مهناز یوسفی
فریبا فیاضی
خانه ی بختیاری
فرشيد جوانبخش
سپهر قاسمی
کتایون پندار
پویشگران
سهراب مازندرانی
فرزانه مرادی
کارگاه شعر گیلماخ
میرزابنویس
روجا چمنکار
ناصر زراعتی
امیر مهاجر
کیان الیاسی بختیاری
شیما کلباسی
رضا شهرستانی
رواق
قابیل
کتاب سیاوش
مجله شعر
تریا بلاگ
افروز نبوی
عليرضا بهنام
فرهاد گوران
بهزاد خواجات
عباس حبيبی
احمد غلامی
محمد آزرم
سهيل غافل زاده
م.روانشيد
شهرام عديلی پور
ارمغان بهداروند
والس
كتابلاگ
رضاشنطيا
مریم رییس دانا
رضاحيرانى
شهرام رفيع زاده
دوات
عباس معروفى
خبرنامه گويا
صبحانه
كاپوچينو
شهروند
لیلا فرجامی
مریم پالیربان
کانون نویسندگان
قاسم نصرتي

لينكهاي
همسايه

محمدهاشم اکبریانی





پرشين‌بلاگ


سهراب رحیمی

www.shereno.com